|
يار به من نظر كند؟من كه گمان نمي كنم
درد مرادواكند؟من كه گمان نمي كنم
داد نگار سيمتن،وعده وصل دي به من
عهد شكن وفا كند؟من كه گمان نمي كنم
دلبر فتنه جونگر،شوخي چشم او نگر
مست مگر حيا كند؟من كه گمان نمي كنم
سنگدلي،ستمگري ،كش به كف است طاهري
از قفسش رها كند؟من كه گمان نمي كنم
آن كه به خون بينوا بسته به دست خود حنا
رحم به بينوا كند؟من كه گمان نمي كنم
جز به اراده قوي،گير به در خدا روي
حاجت تو روا كند؟من كه گمان نمي كنم
فاضل مو شكافته ،راه صواب يافته
رو به خطا كند؟من كه گمان نمي كند
     
|