|
آدمی می شناسم ،از دوزخ خوف وتشویش دارد ومن نه
بس که می ترسد از عذاب خدا ،هول و تشویش دارد ومن نه
دائماذکر گوید وتسبیح در کف خویش دارد و من نه
قلبی آکنده از خداو سری باطن اندیش دارد ومن نه
بس عجول است در رکوع و سجود،گویی او جیش دارد و من نه
تا رسد زآسمان به او الهام دو سه تا دیش دارد ومن نه
گویا باخدا بود فامیل او که این کیش دارد ومن نه
بهر ماموریت زبیت المال هی سفر پیش دارد و من نه
بر نگشته است زانگلیس و هنوز سفر کیش دارد ومن نه
بهر حج تمتع و عمره کوپن و فیش دارد و من نه
زندگی تخته نرد اگر باشد او دو تا شیش دارد و من نه
پانزده تا مغازه و پاساژ توی تجریش دارد و من نه
در شمیران باغ و در قلهک خانه از خویش دارد و من نه
پانزده تا عیال صیغه و عقد بی کم و بیش دارد و من نه
گرچه با گرگ ها بود دمخور ظاهر میش دارد و من نه
دانی او این همه چرا داردچون که او ریش دارد و من نه
میکروفون را بگیر از هالو چون زبانش نیش دارد و من نه
نظر نظرنظر
|